توضیحات
“آلبر شمبون” (Albert Chambon) از اعضای “نهضت مقاومت” فرانسه بود که علیه اشغال فرانسه به دست آلمان نازی و علیه همدستی “رژیم ویشی” با آلمان در خلال جنگ جهانی دوم فعالیت می کرد و خاطرات خود را از زمان دستگیری در فرانسه تا انتقالش به آلمان و اردوگاه های مختلف نقل می کند.

مشتاق –
آنچه در این اوراق میخوانید «سرگذشتی نیست که بر اساس زندگی در
بازداشتگاه های تمرکز اسیران نوشته شده باشد نیز این اوراق از آنچه در اردوگاه های مرگ شنیده و دیده شده یا خود بر سرگذشته است روایتی نمیکند این اوراق تنها و تنها رونویس چیزهایی است که من در جریان یک سال گرفتاری خویش در سلول انفرادی و اردوگاههای کار اجباری شتاب آلوده بر پاره کاغذهایی یادداشت کرده توفیق یافته ام از شبیخونهای مکرر زندانبانان شان در امان نگه دارم بی آن که اکنون هیچ گونه دستی در آن برده باشم حتا در نحوه ی بیان آن در این یادداشتها بیش از هر چیز روی سخن با عزیزانی است که من در طاقت فرساترین لحظات آن آزمایش محنت بار احساس میکردم که آن گونه سخت به دستان کودکانه شان آویخته ام با دست راستم به دستان ایزابل و به دستان ژروم با دست چپم ما میخواهیم که دست کم فرزندان ما از آنچه بر ما گذشته است آگاه باشند و این حقایق را هرگز از یاد نبرند نیز در این یادداشتها روی سخن با کسانی است که از آن دوران محنت و درد در تاریخ زندگی خویش فصلی مشترک یافته ایم و اکنون این کلمات با همه ی نارسایی خویش آن دنیای نا انسانی را که ایشان نیز در آن در هم شکسته اند و خرد و متلاشی شده اند بار دیگر بر پای میدارد. زیرا تنها و تنها هم این گروهند که میتوانند آن را چنان که بود در خاطره ی خویش تجسم دهند. با نابینایی که هرگز مردمکانش از تابش نور تأثر نپذیرفته است چه گونه از رنگها حکایت توان کرد؟ و سرانجام در این یادداشت ها روی سخن با همه آن کسانی است که به حقیقت با ما در این اعتقاد همداستانند که اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته است که از اسیران بوخن والد اشتروف هوف داخاو، آشویتس برگن بلزن و دیگر کشتارگاهها چند تنی جان به سلامت ببرند تنها از برای آن بوده است که اینان بی هیچ فتوری صدا بر دارند از آنچه در این معابر دوزخ گذشت پرده برگیرند و بر آنچه که دستکار عاشقان حکومت
سرنیزه و زور بر میلیونها تن مردم بیگناه رسید شهادت دهند. ما هم از آن دم که آزادی یافتیم بر آنچه به ما رفت قلم عفو کشیدیم….. بخشیدن؟ – آری بخشیدیم اما فراموش کردن – نه هرگز فراموش نمیکنیم