توضیحات
در میان ساختمانهای گوتیک و خیابانهای مهآلود و در دوران تاریکِ حاکمیت کمونیستها در پراگ، روابط انسانها نیز مبهم و تیرهوتار میشود و همهچیز در هالهای از تردید قرار میگیرد. قاضیِ داستان کلیما بیش از آنکه قضاوت کند، قضاوت میشود. گاه دستگاه حکومت کمونیستی او را بازخواست میکند، گاه همسرش و دوستانش، گاه خود از نگاه آنها خود را محاکمه میکند، از دلِ این قضاوتهاست که عمیقترین و بنیادیترین تناقضهای زندگیاش بر خواننده فاش میشود. قاضیِ درستکاری که تن به صدور احکام ظالمانهٔ رژیم نمیدهد، تا کجا میتواند خود را پاک بداند؟
از این نویسنده منتشر شده

مشتاق –
نویسنده ای که توانایی نادری برای برانگیختن استدلال زنانه در هنگام پوشیدن نقش های مربوطه دارد و سطح بسیار بالایی از ادب و هوش هیجانی را نشان می دهد. متعلق به کتاب هایی است که عظمت ساده لوحی خود را در شما احساس می کند. ما اغلب به خود می بالیم که رفتار بزهکارانه برای رفع نیازهای عاطفی خود را تنها کسانی که در کشورهای توسعه یافته زندگی می کنند، با همه مشکلات حل شده دنبال می کنند. اما واقعیت به همان اندازه بی امان و منجمد است که شما به دنبال چیزی که قبلاً اتفاق افتاده است به آن نگاه می کنید. شراره های کوچک یافته های خود را می ترکاند، که از نظر بافت، رنگ، ابعاد یادآور آن مصنوعات زیبا هستند، که مهم نیست به چه چیزی تعلق دارند، نمی توانید آنها را هنر بنامید.
زیبایی این کتاب یادآور لحظاتی از سرخوشی است که مؤمنان تصاویری از خونریزی می بینند.