توضیحات
کتاب ساحر کاسه را دزديد : بخشي از کتاب- دست پدرم را در دست داشتم و کنار او تقريبا مي دويدم تا خود را با قدم هاي بلندش هماهنگ کنم. آن روز من سر تا پا نونوار بودم: کفش هاي سياه، روپوش سبز مدرسه و فينه قرمزم همه نو بودند. اما دل من از پوشيدن آن ها شاد نبود.چراکه براي خوشي و گردش به تن نکرده بودم و…

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.