توضیحات
رفیق (زندگی و مرگ چه گوارا) – خورخه کاستانیدا – بیژن اشتری – ثالث
با وجودی که طی سه دهه گذشته کتابهای زیادی درباره ارنستو چه گوارا در کشور ما چاپ و منتشر شده، اما تاکنون هیچ کتاب زندگینامه ای کامل و دقیقی درباره این شخصیت تاریخی به زبان فارسی ترجمه و منتشر نشده بود. به جرات می توان ادعا کرد که کتاب «رفیق»، نوشته خورخه کاستانیدا، اولین کتاب زندگینامه ای کامل درباره چه گوارا است که به فارسی ترجمه و عرضه می شود. انتخاب این کتاب برای ترجمه از سر اتفاق نبوده است. مترجم با همکاری ناشر بعد از تحقیقات بسیار کتاب «رفیق» را از بین انبوه کتابهای مشابه برای ترجمه و چاپ انتخاب کردند زیرا بنا به اذعان اغلب محققان و پژوهشگرانی که در زمینه زندگی چه گوارا تحقیق کرده اند، این کتاب بهترین کتاب زندگینامه ای درباره چه گوارا است که تاکنون چاپ و منتشر شده است.

مشتاق –
یک بیوگرافی سوگیری ها و نظرات نویسنده را معرفی می کند و هر گونه محدودیتی را در تحقیقات آن نویسنده منعکس می کند.
این کتاب فوقالعاده است و کل زندگی چه را از تولد ممتاز تا اعدام معروفش در جهان روایت میکند. این کتاب به خوبی مورد تحقیق قرار گرفته است و پیداست که نویسنده سالها صرف تحقیق و نگارش این کتاب کرده است. او شخصاً با برخی از محوریترین شخصیتهای زندگی چه صحبت کرده است و به همین دلیل، این متن ارزشمند است زیرا ممکن است هیچ زندگینامهنویس دیگری هرگز از این شانس استفاده نکند.
تنها پس از اتمام کتاب و شروع به جستجوی منابع در اینترنت بود که متوجه یک نقص احتمالی در این بیوگرافی شدم.
این نقص بر تصویری است که نویسنده از چه بهعنوان کمی بدبخت و سادهلوح نشان میدهد، که با بازنمایی مداوم او از چه بهعنوان «شکل مسیحمانند» که نزدیکترین دستیارانش به او خیانت کردهاند، حمایت میشود. بسیاری از منابع، حتی منابعی که ظاهراً از [b:Che Guevara 172732 یادداشت های خاطرات موتورسیکلت در سفر در آمریکای لاتین ارنستو گوارا حمایت می کنند، چنین خواهد شد. چه بسیار باهوش، حسابگر و اغلب در اجرای آرمان هایش بی رحم بود. نمونهای را میتوان در اینجا مشاهده کرد: “گوارا شجاعت، مهارت در مبارزه و بیرحمی زیادی از خود نشان داد و به زودی به یکی از تواناترین و مورد اعتمادترین دستیاران کاسترو تبدیل شد. گوارا مسئولیت اعدام مخبران، نافرمانان، فراریان و جاسوسان ارتش انقلابی را بر عهده گرفت. او شخصاً Eutimio Guerra، مظنون به خبرچین باتیستا را با یک گلوله از تپانچه 0.32 (7.65 میلی متری) خود اعدام کرد. به نظر می رسد که بقیه این مقاله با توجه به داستان زندگی چه بسیار منصفانه و حتی محترمانه است.
نویسنده چه را به عنوان یک قربانی مطلق در سفر بولیوی و در شرایط منتهی به مرگش به تصویر می کشد. حتی در دفتر خاطرات بولیوی خود، چه شکستها و شکستهای فزایندهای را تصدیق کرد، اما به عنوان یک قربانی بیگناه معرفی نشد.
من حدس میزنم واقعیتها خودشان صحبت میکنند، اما دانستن هوش و بیرحمی چه چیزی از باورها یا دستاوردهای او کم نمیکند و بنابراین اصلاً لازم نبود که نویسنده تصویر خود را با پشم پنبه بپوشاند. تنها کاری که متن انجام می دهد، نادیده گرفتن بازی شطرنج است که چه در طول مبارزه خود برای بقا در کنگو و در شرکت کرد.