توضیحات
جود گمنام – تامس هاردی – ابراهیم یونسی – گالینگور – نشر نو
کرایست مینستر شهری است دانشگاهی و بهشتی و خیال انگیز، که از دور خیال جود فاولی را به سوی خویش می خواند. اما چیزی که جود را از مسیر این علاقه منحرف می کند کشف زنان و لذت ناشی از همدمی با آن هاست: آری، همه ی آرزوها را فدای عشق جسمانی آرابلا و نیاز روحی خود به دخترعمو سو می کند … این دو … این عشق خاکی و اثیری، وی را از مسیر اولیه ای که برای خود معین کرده بود دور می کنند و به کشمکش با جامعه وا می دارند… کشمکشی که جود را به خاک مذلت فرو می غلتاند.

مشتاق –
اگر آفتاب، تک شاخ و آبنبات چوبی را دوست دارید، احتمالاً این کتاب را دوست نخواهید داشت. اگر باران می بارد و شما به طور مبهم افسرده شیدایی هستید یا اگر فقط می خواهید چند ساعت دور هم بنشینید و برای کسی غیر از خودتان متاسف شوید – خوب، جود مرد شماست.
من نمی توانم استعداد هاردی در کنترل خلق و خو را سرزنش کنم. حتی قبل از اینکه به طرز وحشتناکی هولناک شود، غباری از عذاب وجود داشت که بر هر چیزی که جود بیچاره لمس می کرد آویزان بود.