زندگی و خاطرات متیو پری ( f.r.i.e.n.d.s ) – متیو پری – مرجان حمیدی – نشر مون
توضیحات تکمیلی
توضیحات تکمیلی
ناشر
نشر مون
نظرات (1)
1 دیدگاه برای زندگی و خاطرات متیو پری ( f.r.i.e.n.d.s ) – متیو پری – مرجان حمیدی – نشر مون
امتیاز 5 از 5
امیر عربشاهی –
کتاب متیو پری را چطور باید خواند؟ خب معلوم است، با لحن چندلر، با خنده ها و کنایه هایش، با طنازی منحصر به فردش، با احساس تنهایی و انزوا، با درد و رنجی که پشت تک تک کلمه ها و شوخی هایش احساس میکنی. با شگفت زدگی در مواجهه با همه چیزهای وحشتناکی که سالها بعد از دوران شکوفایی و درخشش این ستاره از زبان او می شنویم. می خوانیم. و به این فکر می کنیم که چطور یک نابغه در اوج ثروت و شهرت و محبوبیت می تواند تنها و شکننده و آسیب پذیر باشد.
متیو پری درست همان زمانی که روی فرش قرمز و رو به دوربین ها لبخندهای زیبا نشان میداد و با یک کلمه می توانست کلی آدم را بخنداند، تا سالها بعد از آن تا حد مرگ در گردابی پایان ناپذیر فرو رفته بود.
کتاب را بخوانید اگر به آدمهای تنها و رنج هایشان اهمیت می دهید. بخوانید اگر می خواهید تقلا برای رهایی از چیزهای وحشتناک را احساس کنید. بخوانید اگر می خواهید معنای امید و تلاش برای زیستن را در سخت ترین مصائب درک کنید. در هر حال این کتاب متیو پری است. کتاب چندلر. پس نمی توان قیدش را زد.
امیر عربشاهی –
کتاب متیو پری را چطور باید خواند؟ خب معلوم است، با لحن چندلر، با خنده ها و کنایه هایش، با طنازی منحصر به فردش، با احساس تنهایی و انزوا، با درد و رنجی که پشت تک تک کلمه ها و شوخی هایش احساس میکنی. با شگفت زدگی در مواجهه با همه چیزهای وحشتناکی که سالها بعد از دوران شکوفایی و درخشش این ستاره از زبان او می شنویم. می خوانیم. و به این فکر می کنیم که چطور یک نابغه در اوج ثروت و شهرت و محبوبیت می تواند تنها و شکننده و آسیب پذیر باشد.
متیو پری درست همان زمانی که روی فرش قرمز و رو به دوربین ها لبخندهای زیبا نشان میداد و با یک کلمه می توانست کلی آدم را بخنداند، تا سالها بعد از آن تا حد مرگ در گردابی پایان ناپذیر فرو رفته بود.
کتاب را بخوانید اگر به آدمهای تنها و رنج هایشان اهمیت می دهید. بخوانید اگر می خواهید تقلا برای رهایی از چیزهای وحشتناک را احساس کنید. بخوانید اگر می خواهید معنای امید و تلاش برای زیستن را در سخت ترین مصائب درک کنید. در هر حال این کتاب متیو پری است. کتاب چندلر. پس نمی توان قیدش را زد.