هر وقت کتابی از این نویسنده را برمی دارم، قبل از اینکه صفحه اول را باز کنم و شروع به خواندن کنم، از قبل به فیلم نوآر فکر می کنم. چهره های سایه دار، کم نور، خیابان های مه آلود، کافه ها و تصور همه چیز سیاه و سفید. دو شخصیت، یا دو مرد، یا یک مرد و یک زن، چیزی در گذشته آنها که در آینده آنها آمیخته شده است، چیزی کشف شده، گم شده یا ناتمام. فضایی که خود را درگیر تعلیق می کند، اما نه آن جوری که بر سر شما فریاد می زند، آن جوری که ظریف است، اما آدمی را با این حس رها می کند که چیزهای بیشتری برای کشف کردن وجود دارد.
این رمان از زمان حال شروع میشود، دو مرد که در گذشته با یک زن آشنا بودند، اما چگونه آشنا میشوند و زنها کیستند؟ ما به گذشته سفر می کنیم که گام به گام داستان روایت می شود. داستانی که شامل یک گردنبند بدنام از گذشته های دور است و رازی که هرگز حل نشد.
مودیانو راهی با کلمات، کلمات برای ایجاد فضایی فریبنده، حتی کمی منع کننده دارد. این هرگز فقط داستان نیست، بلکه یک تجربه، مانند صحنه های یک فیلم است. وقتی کتابهای مودیانو را میخوانید، میتوان آنها را به تصویر کشید.
مشتاق –
هر وقت کتابی از این نویسنده را برمی دارم، قبل از اینکه صفحه اول را باز کنم و شروع به خواندن کنم، از قبل به فیلم نوآر فکر می کنم. چهره های سایه دار، کم نور، خیابان های مه آلود، کافه ها و تصور همه چیز سیاه و سفید. دو شخصیت، یا دو مرد، یا یک مرد و یک زن، چیزی در گذشته آنها که در آینده آنها آمیخته شده است، چیزی کشف شده، گم شده یا ناتمام. فضایی که خود را درگیر تعلیق می کند، اما نه آن جوری که بر سر شما فریاد می زند، آن جوری که ظریف است، اما آدمی را با این حس رها می کند که چیزهای بیشتری برای کشف کردن وجود دارد.
این رمان از زمان حال شروع میشود، دو مرد که در گذشته با یک زن آشنا بودند، اما چگونه آشنا میشوند و زنها کیستند؟ ما به گذشته سفر می کنیم که گام به گام داستان روایت می شود. داستانی که شامل یک گردنبند بدنام از گذشته های دور است و رازی که هرگز حل نشد.
مودیانو راهی با کلمات، کلمات برای ایجاد فضایی فریبنده، حتی کمی منع کننده دارد. این هرگز فقط داستان نیست، بلکه یک تجربه، مانند صحنه های یک فیلم است. وقتی کتابهای مودیانو را میخوانید، میتوان آنها را به تصویر کشید.