توضیحات
در اين کتاب که هدف آن شرح باستانشناسى و تاريخ و تمدن ايرانى است، از لحاظ جغرافيايى، از حدود غربى نجد[1] ايران ـ جز به ندرت ـ بحث نخواهد شد. در نظرجغرافىدانان، نجد مذکور در مشرق به کوههايى که سند را احاطه کردهاند پايان مىيابد، اما اين بخش شرقى هميشه جزو شاهنشاهى پارس نبوده است. بدين وجه، خواننده در اين کتاب از گذشته مادها و پارسيان، مخصوصآ قوم اخير، که نخستين شاهنشاهى جهانى را تشکيل دادند و معرف مهمترين قسمت اين شعبه از ملل آريايى ـ يعنى ايرانيان ـ بودند، آگاه خواهد شد. در عهد باستان، محوطهاى که اقوام ايرانىالاصل ـ يعنى آنان که جزوى از قسمت شرقى خانواده بزرگ هند و اروپايى بودندـ در آن سکونت داشتند، بسيار پهناور بود. ايرانيان از شط فرات تا آسياى غربى و مرکزى و حتى سرحدهاى چين، و از روسيه جنوبى تا مصب شط سند را اشغال کردند. پارسيان و مادها، سگزيان و سرمتها، خوارزميان، سغديان و بلخيان، کوشانيان و سکاييان، هفتاليان و ساکنان واحههاى ترکستان چين، اقوام ايرانىاى بودند که در اعصار مختلف، ممالک خود را تشکيل دادند، تمدنهايى براى خود به وجود آوردند و هنر خويش را طرح ريخته پرورش دادند. اين اقوام ايرانى، که بخشى از آنان خانهنشين و بخش ديگر بدوى و متحرک بودند، جهان قديم را سه قسمت کردند: خود آنان مرکز را اشغال نمودند و بدين وسيله مغرب ـ يعنى تمدنهاى سامى و يونانى و رومى ـ را از شرق اقصى يعنى چين و هند جدا ساختند. بنابراين بهسهولت مىتوان به اهميت وظيفه ميانجىگرى که اقوام ايرانى در تماس و نزديکى بين فرهنگهاى غربى و شرقى و همچنين در توسعه تمدن جهانى داشتند، پى برد.صفحات آينده شامل تاريخ گذشته ايران (به معنى اخص) است، يعنى تاريخ قوم پارس که وظيفه عمده را در حيات اقوام ايرانى ايفا کرده است. تتبعات باستانشناسى که در جريان است، قطعآ روزى موجب خواهد شد تاريخ اقوام ايرانى ديگر که قسمتى از ايران خارجى را (به قول يک خاورشناس معروف) تشکيل مىدادند، تأليف شود.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.